... گزارشها حاکی از آن است که اونجایی که رفتن، کلکلونه دیگه نمیخونه اما با پرپری حسابی نوک تو باله و به مرغای دیگه ام محل نمیذاره!!!
... یعنی از اولش هم عاشق پرپری بود و فقط برا دلخوشی من میومد زیر پنجره آواز میخوند؟!!!! ![]()
![]()
(این خنده های هیستریکه ها! ناشی از شادی نیست!)
...
از کلکلونه نارو نخورده بودیم که اونم خوردیم! نوش جانمان!
... اما من .. به عنوان یک عاشق صادق بالغ و اینا، همیشه براش دعا میکنم و اصلا دوست داشتن از عشق برتر است و عاشق واقعی اونیه که از عشقش بگذره و اینا! ![]()
پس همه با هم دستاتونو ببرید بالا (رقص جوونا اینجاااااااااست! Oee … oeeee !!! ... من حالم خوبه ها!) و به حق این ماه عزیز آمین بگید :
<<< الهی هر چه زودتر پرپری و کلکلونه رو توی قابلمه غذا روی حرارت 300 درجه، نوک تو بال ببینیم ... آمیییییییییییییییییییییییییییین!!! >>>> ![]()
![]()
پ.ن:
حیف این همه پست که به این عشق کذایی گذاشتم! تف به این روزگار! (من شکلک تف کردن میخوام!) ![]()

