تبليغاتX
پرسه تو پستو - تند تند آپ میکنیم(5) !!!
 

حالم بدجور گرفته است ... خیلیم بدجورا ... یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی ... بایدم گرفته باشه ...

آخه تصور کن با خیال راحت، از اینکه درسای دلخواهت رو با استادای دلخواهت گرفتی و برا یه بار تو عمرت از جنگ انتخاب واحد سالم اومدی بیرون، لم دادی جلوی TV که دوستت زنگ میزنه! ... دوستای مام که همه خوش‌خبر! ... حالا چه خبره باز؟! ... هیچی! درس طرح 2  (درس 5 واحدی که این ترم دارم) رو همون استادی ارائه میکنه که درس مقدمات 1  ( درس 5 واحدی که ترم دو گذروندیم) رو باهاش داشتیم! ... آره خب! تا اینجاش اصلا بد نیست! ... اما اگه مقدمات 1  پنج واحدی رو، همین آقای یاقوت (!) با وجود 1000 تا دلیلی که توی 3 ساعت تمام براش فک زدی، با 9.5 انداخته باشدت چی؟! ... به نظرت بازم بد نیست؟!

واقعا روزم خراب شد امروز! ... آخه بز کوهی! تو که 1 بودی چیکارت به 2 آخه!!! ... حالم از هر چی در و گوهر و لعل و یاقوته به هم میخوره نافرم ... اصلا گند بزنن به این مدیر گروه قوچ، با این برنامه‌ریزیاش! ... با این استاد دعوت کردنش! ... یعنی سرند‌ی‌پیتی‌ام جای تو بود، از این بهتر مدیریت میکرد! ... پشت میز نشین چندشششششششششش!

پ.ن:
? همون ترم دو چقدر دعای خیر (!) کردم برا این استاده! حالا چشمم به جمالش روشن! نه تنها دعاهای خیر (!) اثری نکرده، بلکه آقا قبراق‌تر از قبل برگشته به آغوش گرم ما! ... یعنی کلا دعا و اینا داشتین بدین من با خدا درمیون بذارم! هنوز از تو حلقم در نیومده مستجاب میشه ناجور!  ...

? خدایا این ترم رو دیگه سپردم دست خودت ... آره خب! قرار بود من آخر بچه درسخون بشم، اما اون موقع کسی نگفته بود که باید وجود همچین موجودی رو هم سر کلاس تحمل کنم! ... حالا نمیگم من نمره A و B میخوام، فقط کمک کن بتونم بند شم سر کلاساش و تحمل کنم و نزنم بیرون، این خودش کلی کمکه ...

با تشکر ... بنده محبوب شما! ... پرسه!

 

+ نوشته شده توسط پرسه در پنجشنبه پنجم مهر 1386 و ساعت 17:11 |